حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

568

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

فاعله ، تا آنجا كه پير طريقت اشاره كرده است ، قريب به صواب مىنمايد . ( يرى الحاضر ما لا يرى الغايب ) . شخص محترم معهود ، هم عاقل و دورانديش است ، هم با سليقه و دقيق ، هم در اين چند سال ، حال مردم را ديده ، نبض مخدوم و خادم را در دست دارد . اگر از فكر صائب او باز استمداد كنيد ، شايد به مزاج و استعداد اشخاص ، بصيرتر باشند و ميل صاحب كار را بهتر رعايت كند . چون نيت و مقصود لله و فى الله و محض نجات امتى است ، شبهه نيست كه توفيق ، رفيق و شاهد مقصود ، در كنار خواهد بود . 19 جمادى الثانى « 65 » هو فدايت شوم صورت‌حساب و اوراق تجارتى را به تفصيل ديدم . ظاهر عمل ، برحسب معلومات ارباب معامله ، همين است كه به حضور عالى عرض كرده‌اند . كميابى پول در بازار تهران و قصور معرفت پيله‌وران تهرانى ، عجب نيست كه مختر دادوستد شخصى من و حضرت عالى را معطل كند . با آنكه از سروكار پيدا كردن با خارجه گريزانم ، چون خودمانىها اين رنگ را بالا آوردند ، ناگزير كارگشائى را بعد از فضل خدا ، به عهدهء بانك انگليس حواله مىكنم . چند روز ديگر آشنايان وارد مىشوند و مظنون اين است كه امسال بازار مكاره رواج نداشته است . اگر اسباب چراغ لايق و مطبوع آورده باشند و موافق سليقهء جناب مستطاب عالى ببينم ، خواهم خريد . فرد جمع و خرج حساب را هم تصحيح كرده ، مىفرستم . زياده تصديع نمىدهم . 13 ربيع الاول « 66 » هو فدايت شوم خواستيد باز كرامت تازه و صفاى مسلم اثبات كنيد و قصهء فصد ليلى و خون مجنون فى . . . « 67 » تجديد شود . خط عالى را كه برات حيات و سند سلامتى است ، در بستر ناتوانى زيارت كردم . بيست روز بيشتر است كه قولنج سخت و خطرناك عارض ، و از آن پى ، اعراض ديگر مشغولم كرده است . بالاخره رفتن خون كه در عمرم به‌ندرت و آن هم قطراتى معدود و معهود بود ، دو هفته است به افراط دفع مىشود و ضعف شديد آورده است . بقول طبيب ، در ساحل بحر . . . « 67 » كرده‌ام كه اگر بنيه مقاومت كند ، به استحمام دريا مداومت شود . هنوز به پاى خاستن نمىتوانم . اين درجه اظهار بيمارى و خستگى و نوميدى كه فرموده‌ايد ، راستى در من نگرفت و تشويش خاطر نياورد . همين فال بنده است كه يقين دارم كسالت و ملالت ،

--> ( 65 ) - مقصدنامه : تهران . ( 66 ) - مقصدنامه : تهران . ( 67 ) - يك كلمه خوانده نشد .